میدونی چه شب ها تا خود صبح باهات حرف زدم و گریه کردم؟ میدونی چه روزها با دردت گریه کردم ؟ می دونی چه ساعت ها با تو همه جا درد و دل کردم؟ میدونی ...
تو چی می دونی؟ نکنه واقعا خودت می دانی ام و می کُشی ام؟
حضور حاضر غایب ... تویی ... نه من ...! چه میدانی حضور چیست ؟ اصلا حواست هست بت پرست شده ام؟
#ذهن پریشون .
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان