تصمیم دارم تنها بمونم ... می گن وقتی تصمیم میگیری اون تصمیم ت رو به کسی نگو چون إل و بِل ...چه برسه بیای وبلاگ و برای ایکس تا آدم که نمیدونی می خوننش یا نه منتشر کنی !!
می دونم نوشتن هام اون حال و هوای قبل رو ندارن ... بی رنگ شدن گویا ... شدن مثل انشاهای دوم دبستان ! هیچ تفاوتی نداره با دست نوشته های یه کلاس اولی ... شاید هم بدتر شده ... راستش چند وقتی که نمی نوشتم تو تونل م احساس می کنم دست به قلمم خوب شده بود ... اما باز ولش کردم ...
این یکی از مزایای سینگل بودنه ... 

وقتی برات مهم نباشه کسی می خونه یا نه (که خب این ″کسی″ بدون شک دلالت داره بر دوم شحص مفردی )
به خودت میگی هر چی نوشتم نوشتم دیگه ... کلا برات ″سعی و تلاش برای برتر شدن در همه زمینه ها″ بی معنی میشه ...(خب این میشه از معایب سینگل بودن
)...
خلاصه اینکه نگارنده فعلا میل به انجام هییییچ کاری ندارد و سعی بر محبوب کردن خود پیش دگران هم سعی ابطل نامگذاری نموده و دیگر حتی حمله کردن داعش هم هیییچ جذابیتی برایش ندارد!!! :|
فعلا تنها کاری که به تکاپو وا داشته این نگارنده ی خنثی را توهمات ِ مضحک ست که هیچ وقت به چشم نخواهد دید ...!
خلاصه اینکه داشتم می گفتم تصمیم گرفتم نه جواب پیام بدم به کسی و نه جواب تلفن ! میرم برای خودم زندگی جزیره واری درست می کنم که رستگار بشم ...

واقعا این حجم از بی احساسی از من بعیده ...! مرا تجدید ِ نظری باید!

تنها کاری هم که میشه انجام داد مشغول شدن دوباره با تست ِ کتاب های خط خطیه ...
سعی می کنیم رتبه بهتر بشیم اما فقط سعی
فقط تنها چیزی که این روز ها دل تنگم کرده تکواندوست ... ولی خب فعلا تصمیم ادامه ندارم ... قبلش باید چگالی کم بشه
لذا گریبان گیر والیبال شدیم که ارتباط تنگاتنگی با تکواندو داره
گوشیم هم درست شد
خب فکر کنم تموم شد ...:دی
تصمیم هایی که عقل م میگه انجام بده رو نوشتم تا به واقعیت نبپیونده
پس نوشتم شون بدلیل همون توضیحی که در ابتدا دادم
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان