داشتن ِ تلفن در اکثر اوقات ، پر!
تفریح با رفقا و بیرون رفتن، پر!
شنیدن ِ درد و دل ِ رفقا و نشان دادن ِ نگرانی ام برای ِ جان های نگارنده ، پر !
ایثار و از خودگذشتگی و یا حرف ِ دوستان گوش کردن ، پر !
جواب ِ پیام دادن جز برای ِ مسائل مربوط به آن هدیه مذکور در پست های قبل ، پر !
این پر پر شده ها عهد میان من و هانا بود به مدت یک سال ، برای گرفتن ِ هدیه ای که برای رسیدن ش خیلی در زدم و کمک خواستم ...
جان های نگارنده ، اگر بی مهری ای ازم دیدید به دل نگیرید ... برای خودم هم اجرای این امور خیییییلی سخت خواهد بود اما بنا به شرایط به وجود آمده ام بعد از گرفتن ِ آن هدیه تا یک سال مجبور به انجام این کار هستم ... ملتمس ِ شدید دعاهای رنگی رنگی تون در قبال دعاهای یواشکی ام برای تان ...
به پایان رسد این دفتر اما حکایت هم چنان باقی ست ...
تا مدتی نا معلوم خدا نگه دارتان ...
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان