خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم ...

هرکسی تو ذهن و خلوت خودش یه سری رویاهای عجیب و غریب داره که بقیه نمی تونند درکش کنند ! منم زیر مجموعه ی همین یک سری ها (!) هستم...
هانا ! امشب که آخرین شب ِ آزادی من ِ ازت می خوام کمک م کنی... همه فکرام رو کردم ... راه چاره ی اولین قدم رو هم پیدا کردم ... فقط مونده کمک تو ... یادمه سین همیشه میگفت اگر بخوای بهمون هدیه میدی ! میشه این هدیه رو به من قرض بدی؟ قول میدم ازش محافظت کنم ... قول میدم وقتی دیدم ت سالم برش گردونم ... هانا ! خودت میدونی چی میخوام ... چیزی رو که حتی نمیدونم چجوری بخوام ازت ... لطفا ساده ببین من رو ... کلمه بلد نیستم کنار هم بزارم و بهت تحویل بدم ... اما فقط من "رسیدن" رو میخوام ... چیزی رو که همه در طلبشن ...
هانا ! دارم میرم ... اما لطفا تو این هیاهوی درخواست ها ، درخواست مرا "درخواست" نزاری ...

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:48

صفحه بندی