این که آقای ایکس در فلان تربیون اعلام می کنند "اگر کنسرت میخواهی از مشهد برو !" و در جراید و سایت های مختلف منتشر می شه و به دو ثانیه نکشیده خیلیا زیرش میان نطر و عقاید خود را به رخ هم می کشند رو کجای دلم بذارم؟ آری ! این درست است که نظر دادن حق ِ مردم است و نوش جان شان ! اما بیایم یک کم بریم فکر کنیم و به ذهن خود فشار بیاریم که دلیل این حرف چی بوده ؟ اصلا نمی خوام بنویسم حرف های این آقا رو قبول دارم ... اتفاقا در برخی موارد در جایگاه یک جوان ِ 18 ساله انتقاد هم دارم ... اما به نظرتون غیر از این بوده که جایگاه و حرمت ِ شهر مقدس مشهد حفظ بشه ؟ غیر از این بوده که مردم به کارهای سالم تری روی بیارن تا تحرک و آرامش شون بالاتر بره؟
اگر از دوستان نگارنده باشید به خوبی میدونید که چقدر جآن نگارنده به ریتم های موسیقی و آهنگ های سالوس ِ دنیای مدرن ِ امروز وابسته ست اما بهتره یک کم منطقی تر فکر کنیم و به جای این که مسائل حاشیه ای مثل ورود روس ها(!!!) به ایران یا تعریف شادی رو زیر مطالب نشر شده از خودمون به یادگار بذاریم بریم ببینیم دلیل و منطق ِ حرف ِ این آقا چی بوده ؟ ... به دور از تعصب به حرف های گذشته و جبهه گیری برای آوردن "نه" با چشمان بسته !!این جور تعصبات و جبهه گیری ها بهترین فرصت و دلیل برای دل های آماده برای پذیرش ِ انکار اسلام و روحانیون و بدبینی ِ بیشتر ِ آنان خواهد بود ... حواسمان به سوال های آن دیار باشد...
این که گفته می شه پس جوون ها چجوری شادی کنند و خودشون رو خالی کنند و یا پیش گویی هایی در مورد آینده داده میشه که اگر این مورد اجرا بشه در آینده ای نه چندان دور تمام حرکات ِ دختران و پسران محدود می شود و یا اجرای طرح جداسازی پیاده روها رو پیش گویی می کنند و یا اگر کنسرت نباشد مراسم های پارتی و غیر هم هست که جوانان به آن سمت و سو کشیده شوند ، کجای منطق است؟
از نظر من اگر کمی دقت کنیم می بینیم سر انجام ِ داد بیداد راه انداختن در این جور مراسم ها ، نتیجه ای جز سردرد و استانیوفن و هزاران دوا و دارویی دیگه ای که امروز قشر مختلف جامعه برای رسیدن به آرامش برای خودشون تجویز می کنند نیست ..با این که گفته میشود جوان حق دارد در مکانی و با هر فرصتی هیجانات خود را خالی کند کاملا موافق م اما چرا به جای داد و بیداد راه انداختن و جوسازی نگاهی به سیره و سنت پیامبر نمیندازیم که همواره ورزش رو به جوان ها پیشنهاد می کردند ... اسب سواری ، تیر اندازی و هزاران ورزش دیگری که علم شمای خواننده غالب بر حطام ِ دانسته های من خواهد بود ... چه بسا بسیاری از ورزش های ذکر شده هم به دلیل هوازی بودن شون یکی از عوامل کمک کننده به سیستم های مختلف دستگاه پیچیده انسان خواهد بود ...
این فقط یکی از جنبه های بررسی شده ی این حکم و نظرات داده شده بود ... پس آیا وقتش نرسیده که به جای پرداختن به نیمه ی خالی ِ لیوان ، نیمه ی پر ِ لیوان رو ببینیم ؟
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان