یا رحیم
دینگ دینگ ...
صدای آیفون بود ! فرزانه بود...
هفته پیش بهم گفته بود به مناسبت ِ تولدت پاشو بریم کافه ای جایی ! طبق ِ تنبلی ِ همیشگی بهش با قاطعیت گفتم نه و گوشی رو قطع کردم ! اونم با صدای اَه و پوفی گوشی رو گذاشت ! فرداش بعد از اینکه فهمیدم که یکی دیگه از دوستای نزدیکم به دلایلی ازم ناراحت بوده - و حدود یک ماه باهام حرف نمیزده و بهم چیزی نگفته و منم نفهمیدم -، گفتم نکنه فرزانه هم ازم نار
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
میگن وقتی یکی ساکته دوحالت بیشتر نداره ...
یا خیلی خوشحاله ٬
یا خیلی غمگین .
و من الان چندی ست که ساکتم ...
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
یه جوری همه لشکر کشی کردند سمت رشته تجربی که آدم وحشت می کنه از این همه آدم ! چه برسه به اینکه بخواد باهاشون رقابت هم بکنه :|
+فاطمه . د -ک.خ - باران .
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
″کاش بزرگ دیوان سالارا نبودم . کاش اصلا دیوان سالار نبودم ؛ کاش اون مرتیکه بودم !″
قباد-شهرزاد فصل دوم
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
امیدوارم همه یه روز به این جمله ایمان بیارند که ″الخیر فی ما وقع ″ !
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان
برچسب:
نویسنده: کیانوش عباسیان